خلقت کیهان و پیدایش حیات در آن ، از طریق طراحی و مهندسی بی نظیری شکل گرفته و تدبیر امور در آن بسیار دقیق و اعجاب انگیز است . یکی از شگفتی های آن در این است که به گونه ای برنامه ریزی شده که اطلاعات کل جهان هستی مادی در هر ذره نیز نهفته است . علت چنین پدیده ای این است که جهان هستی مادی از هوشمندی یا شعور آفریده شده است و چون شعور کمیت پذیر نبوده و قابل تقسیم به جزء نیست ،بنابراین ،شعور یک جزء (ذره) برابر با شعور کل هستی مادی است . در نتیجه ، اطلاعات کل جهان هستی در یک ذره بایستی وجود داشته باشد .
اطلاعات نهفته در یک ذره = اطلاعات کل جهان هستی به این الگو ، الگوی هولوگرافیک می گویند.
هر ذره به منزله یک فلاش حافظه پایه است که همه اطلاعات جهان هستی مادی را در خود جای داده است . با این قیاس، عظمت یک سلول به خوبی آشکار می شود و این که یک سلول چه حجم عظیمی از اطلاعات را در خود جای داده است . در سیستم درمان ذهنی یا نرم افزاری امکانات نرم افزاری متنوعی در سلول تعبیه شده است
برنامه های عملکرد سلولی
برنامه های ریکاوری سلول
برنامه های عیب یابی سلول
اطلاعات و نرم افزار مربوط به عضوی که سلول در آن قرار دارد و هماهنگی با سلول های دیگر عضو
اطلاعات و نرم افزارهای مربوط به همه ارگان ها و هماهنگی آنها با یکدیگر و کل بدن                                                        اطلاعات مربوط به شاخه انسان
یک سلول کلیه اطلاعات مربوط به بازسازی (ریکاوری )، عیب یابی و عملکرد خود و حتی اطلاعات تمامی شاخه های زیستی (انسان –گیاه –حیوان ) و زیر مجموعه های خود را نیز دارد . این بدان معناست که اگر بعضی جانوران می توانند بخشی از عضو خود را ترمیم کند ،از آنجا که این اطلاعات در سلول انسان نیز وجود دارد ،او باید قادر به چنین قابلیت هایی باشد . اما مسئله اصلی نحوه نفوذ و دسترسی به این بخش ها و اطلاعات نهفته در آن است که چگونه می توان به گنجینه اطلاعات موجود در سلول دست یافت. به عبارتی این قابلیت ها به صورت بالقوه وجود دارد و باید با تکنیک هایی به صورت بالفعل درآید.
امروزه دنیای علم توانسته است به قسمتی از این اطلاعات دسترسی پیدا کند . برای مثال ، با داشتن سلول های بنیادین توانسته هر عضوی را که دچار مشکل شده است ، از نو بسازد و جایگزین کند . یعنی سلولی را از بند ناف گرفته و در مجاورت بافت کبد ، قلب و یا هر عضو دیگری گذاشته و همان عضو را از نو بسازد و این کار در مهندسی سلول به طور کامل عملی شده است . زیرا سلول این قابلیت را در خود دارد که اگر یک سلول بنیادین را در معرض سلول های دیگری قرار دهیم ، پیامی را از سلول مجاور می گیرد با بایگانی اطلاعات خود مطابقت نموده ، مورد شناسایی قرار داده ،پس از آن مطابق با این نمونه ، ساخت سلول جدید را آغاز کند . به عبارتی سلول با توجه به برنامه ای که درون خود دارد ، قابلیت شکل گیری به شکل سلول مجاور را پیدا می کند.این باز هم یک الگوی هولوکرافیک است و انتقال دیتا صورت گرفته است.
تنها نکته مهم این است که سلول در معرض اطلاعات قرار گیرد . به عبارت دیگر این اطلاعات سلول مجاور است که به سلول بنیادین انتقال می یابد و سلول بنیادین بر اساس دسترسی به بایگانی اطلاعات خود ، اقدام به شکل گیری و تکثیر می کند .
اما در درمان ذهنی یا درمان نرم افزاری این مسئله به گونه ای دیگر انجام می شود.  امکان انتقال اطلاعات به سلول وجود دارد و می توان دیتای اصلاح شده روی نرم افزار سلول قرار داد و عملکرد غلط آن را اصلاح کرد.یا با استفاده از تکنیک هایی برنامه های نرم افزاری سلول را فعال کرد.