بد افزارهای ذهنی کاملا نسبت به مراحل درمانی ، محیط و درمانگر و عکس العمل های بیمار واکنش نشان می دهند، بنابراین در یک درمان موفق حتما باید این عوامل را مدنظر داشت. در یک درمان حرفه ای اول باید بیماردراین جهت تو جیه شود که اختیار و اراده  او شرط اولیه وجهت دهنده درمان است. اگر او انگیزه ، امید یا تمایل به بهبودی نداشته باشد پیشرفت درمانی کند خواهد شد ودوره درمانی به صورت فرسایشی طولانی خواهد شد ، البته این حالت متفاوت از علائم یک بیمار افسرده است . به این معنی که فرد علیرغم یک فرصت طلایی جهت درمان ، با اراده خود مانع درمان می شود . این حالت می تواند تحت تاثیر نا خود آگاه غلط برنامه ریزی شده بیمار یا توصیه های خود بدافزار ذهنی در ذهن فرد باشد ، به این مضمون که به ذهن فرد خطور می کند که تو خوب نمیشی ، تو آخر خطی، این درمان به تو جواب نمیده . جالب اینکه این توصیه های منفی در ذهن ، علیرغم اتفاقات درمانی واضح وجود دارد و اگر بیمار و درمانگر به این نکته توجه نکنند ، بیمار درمان را رها خواهد کرد .در مرحله بعد تسلط درمانگر در درمان یک فاکتور تعیین کننده است ، هر نوع رفتار غیر حرفه ای درمانگر باعث می شود که بدافزار ذهنی بی جهت در مقابل درمان مقاومت کند و طول مدت درمان طولانی تر شده و درمان حالت فرسایشی پیدا کند . ترفندهای بدافزار های ذهنی باید شناسا یی و خنثی شود و همزمان افزایش فشار درمانی روند را تسهیل می کند ، حتی گاهی نیاز به فشار درما نی بالاتر نیست و برنده شدن در شطرنج ذهنی با بدافزار کافی است.