بعد روانی

بعد روانی یکی دیگر از ابعاد مهم وجودی انسان است که احساسات را کشف ، بررسی وظاهر می کند ، پیام های مربوط به آن را به مغز می دهد تا پس از آن مغز نیز واکنش های لازم را روی جسم آشکار سازد . به هر حال پس از ارزیابی وقایع بیرونی که به اطلاعات ثبت شده ما راجع به آن واقعه در طول زندگی بستگی دارد ، مغز واکنش نشان داده وترشح پیام های شیمیایی یا نوروترانسمیترها ، بدن را به عکس العمل وا می دارد. این بدان معنی است که ما ابتدا با توجه به حوادث بیرونی می ترسیم وپس از آن با ترشح شیمیایی نوروترانسمیترها بدن ما به حالت آماده باش در آمده و نشانه های آن روی ما ظاهر می شود ویا ابتدا ما تحت تاثیر حوادث بیرونی قرار گرفته ومتاثر شده ایم ، بعد از آن پیام به مغز رسیده ومغز نیز پیام شیمیایی مرتبط با آن را صادر کرده است .

بعد روانی به دو بخش مثبت ومنفی تقسیم می شود که عملکرد هریک به شرح زیر است :  

بخش مثبت : احساسات مثبت ما را کشف و درک می کند وجذب و دفع تشعشعات مثبت را به عهده دارد .به این معنی که با بروز احساسات مثبت ، مغز از یک طرف پیام های شیمیایی مناسب را تولید کرده وبخش مثبت روان نیز از طرف دیگر تشعشع مناسب صادر می کند و اگر در برابر احساسات مثبت نیز قرار بگیرد تشعشع مثبت جذب می کند . به کسی که در این حالت قرار دارد ، یعنی در حال استفاده از بخش مثبت روان خود است ، به اصطلاح می گوییم که در فاز مثبت قرار دارد که دراین حالت فقط می تواند تشعشع مثبت صادر کرده و یا جذب کند.

بخش منفی : می تواند احساسات منفی انسان را برای ما مکشوف کرده وحالت آن را برای ما ظاهرسازد، مانند حالت خشم وکینه ، نفرت ، بخل وحسد و…… با بروز احساسات منفی ، از یک سومغز پاسخ متناسب را روی جسم پیاده می کند وجسم مسموم می شود واز طرف دیگراین بخش به ایجاد فرکانس منفی پرداخته وما خود ودیگران رادرمعرض این فرکانس منفی قرار می دهیم .در چنین موقعیتی ما به اصطلاح در فاز منفی قرارداریم.

به عبارتی بعد روانی، احساسات را کشف ، بررسی وظاهرکرده  پیام های مربوط به آن را به مغز می دهد تا پس از آن مغز نیز واکنش های لازم را روی جسم آشکار سازد.لازم به توضیح است وقتی ما در فاز منفی هستیم سیستم دفاعی ذهن از کار می افتد و نرم افزارهای ذهن در معرض آسیب قرار می گیرند.

انسان در هر لحظه فقط می تواند از یکی از بخشهای مثبت ومنفی استفاده کند وفقط در فاژ مثبت باشد یا در فاز منفی ، به دنبال افکار واعمال ورفتارما ، فرکانس متناسب با آن ساطع میشود. برای مثال، در صورتی که به کسی با محبت نگاه کنیم ، آن فرد در معرض فرکانس مثبت قرار گرفته در حالی که اگر به کسی با خشم و غضب برخورد شود،  آن شخص مورد اصابت فرکانس منفی قرار می گیرد وهمان گونه که بررسی خواهد شد ، مورد لطمه و صدماتی قرار می گیرد .به طوری که حتی فرکانس  دریافتی ، در طول عمر فرد نیز اثر خواهد گذاشت . فرکانس های مثبت ویا منفی تابع بعد مکان نبوده و دوری و نزدیکی فرد، در میزان وشدت آن تاثیری ندارد .هنگامی که در فاز مثبت قرار داشته باشیم و فرکانسی منفی به سمت ما فرستاده شود ،  قادر به نفوذ در ما نیست ولی در صورتی که در فاز منفی قرار داشته باشیم ، می تواند نفوذ کرده و ما را درگیر کند وبر عکس اگر فرکانس مثبتی به سمت ما بیاید ودر فاز منفی قرار داشته باشیم ،   قادر به جذب آن نیستیم و از آن محروم خواهیم ماند . بنابراین ، تاحد امکان باید در فاز مثبت باقی ماند تا از ورود فرکانس های منفی جلوگیری شود .بد ین صورت که هر چقدر میزان فرکانس های مثبت صادر شده ودریافت شده بیشتر باشد ، طول عمر انسان نیزافزایش پیدا خواهد کرد.